می هراسم

خرید بک لینک

امکانات وب

من از آدمیت، زانسان نمایان امروز می هراسم

وزآن آدمی کز آدمیت مانده به دور می هراسم

همان خالقی را پرستش کنم که انسان آفرید

ولی از خدایی که انسان آفریدست می هراسم

چشم دل را نزد ایمان، ذهنم امید الهی ست

من ازآن روح که داده ست امانت می هراسم

شاهد آنم که مرغی در لباس طاووس میخرامد

من از بودن میان این همه گرگ می هراسم

جمعه ای دیگر گذشت اما صاحبش بازم نیامد

من از آن مانع تراشان فرج امروز می هراسم

به میخانه هرشب مست ، سحر نوحه میخواند

من زآنی که خون شیشه می کند می هراسم

من در اینجا ز حاکم یا که قاضی ترس ندارم

من زآن دادگر عادل به روز قیامت می هراسم

شَه راز

باختم...

ما را در سایت باختم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 89 تاريخ: جمعه 3 اسفند 1397 ساعت: 16:36

صفحه بندی